الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)
36
مسند الإمام العسكري (ع) (مسند امام عسكرى ع) (فارسى)
بودند كه همه مورد وثوق و از خواص به شمار مىرفتند ولى نحرير ( نام يكى از خواص خليفه ) در بين آنها نبود ، به آنها دستور داد تا در منزل حسن عليه السلام بمانند و از خبر و احوال او خوب آگاه شوند ، و نيز فرستاد چند نفر پزشك را كه در رفت و آمد باشند و صبح و شام او را معاينه كنند ! چون دو سه روز گذشت خبر آوردند كه ناتوان شده است ، به پزشكان دستور رسيد كه در خانهء او بمانند و به دنبال قاضى القضاة فرستاد و او را احضار كرد و دستور داد تا ده نفر از كسانى كه در بين اصحاب خود به ديندارى و امانت و پارسائى آنها اطمينان داشت حاضر كنند ، آنها را حاضر كرد و همه را به خانه ( امام ) حسن عليه السلام فرستاد و دستور داد شب و روز در آنجا بمانند و همگى ماندند تا وى درگذشت و شهر سامرا يك پارچه شيون و عزا شد ، خليفه فرستاد خانهء آن حضرت را بازرسى كردند و اتاق به اتاق بازديد نمودند و هر چه در آنجا بود مهر كردند . و به دنبال پسر او گشتند و زنانى را كه از باردارى سررشته داشتند آوردند ، و كنيزان را يكايك وارسى كردند ، تا اينكه يكى از آنها گفت در كنيزى اثر حمل وجود دارد ، او را در خانهاى زندانى كردند و نحرير خادم را با ياران و چند زن بر او گماشتند . سپس به تجهيز جنازهء امام پرداختند ، بازارها را بستند و بنىهاشم و سران سپاه و پدرم به دنبال جنازه سواره حركت مىكردند و همين طور ساير مردم تشييع مىكردند شهر سامرا آن روز همچون قيامت بود ! چون از تشييع و مقدمات فارغ شدند خليفه ، ابوعيسى پسر متوكل را فرستاد تا بر او نماز بخواند ، جنازه را كه روى زمين گذاشتند ، ابوعيسى نزديك رفت و روى جنازه را باز كرد و او را به بنىهاشم از علويان و